بهانه

امروز دلم می خواهد با کسی حرف بزنم ،تنهایم و تنهاییم را با تو  که نوشته ام را می خوانی تقسیم می کنم. همیشه نوشتن برایم بهترین راه تخلیه بوده و هست این روزها نردبان خیالم را انگار کسی، نمی دانم شاید همسایه ای قرض گرفته ،پنجره هایی که مرا به او متصل می کرد غبار اندود اند نمی دانم ابرهای آسمان مرا کدام باد با شکوه به حرکت در خواهد آورد و نیستان آرزو های خشکیده ام را کدام جرقه شعله ور خواهد ساخت؟ هر چه که هست حس می کنم بادو آب و آتش در تدارک اینند که خاک نشینی را تا افلاک همراهی کنند .هم خوشحالم وهم نگران . دلم شور می زند دعایم می کنی ؟

/ 4 نظر / 7 بازدید
فائزه

سلام آرزوی عزیزم برات روزهای پر از آسمان و پرنده آرزو می کنم به امید دیدار دوباره.

الهام

سلام مربی عزیزم... بهانه قشنگ بود... تمامش حرف دل من بود که قلم شما آن را با تمام وجودش فریاد زد... ...تنهایم... چند وقته که نمی تونم راحت بنویسم!!! چیکار کنم؟؟

هنرجوی آشپزی

نوشته های زیبایی مینویسید خانم هنرمند موفق باشید[گل]