باران

باران می بارد، روی پنجره ی بخار گرفته ماشین آدمکی می کشم خندان .پیاده که می شوم گریه می کند .

/ 3 نظر / 4 بازدید
فائزه رسکتی

سلام آرزو جان.پیشنهاد آقای شامانی رو خیلی دوست دارم هر جمعه عصر منتظر پیام های خدا هستم فقط نمی دونم تا کی ادامه پیدا می کنه بنظرت دختران بارانی تا کجا می تونن همدیگه رو تو این شلوغیا گم نکنن؟

شامانی

بسیار زیبا

شامانی

سلام به دوستان خوب خدا