دعای بارانی

سرم را به سینه ی کوچکت چسباندم  بوی  شیرین کودکی را تا عمق وجود م حس کردم. دخترک کوچک  بزرگ من !چشم های زیبایت در پی کدام راز راهی است که قلبت رااین گونه به طپش وامی دارد ؟! هر چیز تازه ای که می بینی تو را بر سر شوق می آورد راستی ما کجای گرفتاری گیر افتاده بودیم که نفهمیدیم قلب کوچکت درد دارد؟ نگاه نگران مادرت را با اسباب بازی های کودکانه ات به سمت خود کشیدی تا او را بخندانی .عزیز من ،تو خوب خواهی شد می دانم نسل تو درد را خوب می فهمد زود بزرگ می شوید و این اصلا خوب نیست پس تکلیف بازی هایتان چه می شود؟ امشب برای سلامتی تو باران را صدا خواهم کرد نه فقط من بلکه همه ی آنان که بچه ها این فرشته های روی زمین را دوست دارند .

/ 6 نظر / 9 بازدید
ن

سلام..من مفهوم ساختاری این نوشته رو متوجه نشدم..اما تک تک جملات جدا از هم فوقالعاده بود..روز به روز زیباتر ..کاش این دعای بارانی برای همه ما که روز به روز سنمان بالاتر میرود و کودکتر میشویم خوانده میشد.....کاش..

آرام

سلام آرزوی عزیزم [ناراحت][گل]

دریا

سلام خدا همه ی فرشته های زمینی را دوست دارد و آ نها را در بغل می گیرد . راستی اجازه ی لینک می خواستم .

علی سیار

سلام دعوتید به عاشقانه ای شبیه غزل [گل] [گل]

رویا عزیزی

همه دختران سرزمین ما زود بزرگ می شوند اما اما نگران شدم آرزو جانم !