تب یاد ها

مادربزرگ ،زیر درخت تبریزی نشست ،نوه اش پرسید:کی می رویم؟

گفت :وقتی تبم بریزد

حالا پس از سالهاپسری جوان زیر درخت تبریزی نشسته است تا تب یاد مادر بزرگ به سراغش بیاید .  

/ 4 نظر / 8 بازدید
طاهره

[گل][لبخند]

آنیتا

[گل][گل] [گل] سلام خیلی به دلم نشست

dani

salam upam[دست]

دریا

سلام آشنای قدیمی از نوشته های جدیدت بهره بردم سری به پنجره ی ما بزن